Tuesday, September 9, 2008

tir 1387

سلام.سلام.امروز رفتم یه مدرسه واسه ثبت نام.همونی که قرار بود برم.خلاصه اولش یه ذره اذیت کردن ولی واسه برگه تکریم مامانم و اشنا بودن مامانم راحت ثبت نامم کردن.خیلی حال کردم.ولی هنوز دقیق نمیدونم اونجا تنهام یا نه.از یه بابت دیگه ام خیلی خوشحال شدم واسه اینکه من از ابتدایی مانتوم قهوه ای بود ولی از الان دیگه تغییر رنگ داد و نوک مدادی شد.این بیشتر بهم حال داد که توی همین روزا هم میرم واسه سفارش مانتو.برای سرویسم باید 10 روز مونده به مهر بریم.ولی اونم باید ببینم به خونه ی ما بازم سرویس شخصی میخوره یا به ارزوم میرسم با مینی بوس میرم.که اگه بشه خیلی حال میده.
خوب فعلا بااابای

+ نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387 8:17 بعد از ظهر توسط فریبا وستایش | 12 نظر


سلام.

امروز رفتم یه امتحان دیگه دادم. دیگه همه دارن مسخره م میکنن. حالا معلوم نیست که قبول شم یا نه.تعطیلاتم بد نیست. میگذره.همونجور مثل هر سال تلپ میشیم همه جا. کلاس زبان هم که همش داره منو جریمه میکنه. یه روز کتای یادم رفت ببرم. یه روز هم که کلا گروهمون تو بازی باخت. حرفم بزنم میکشه روش.

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387 8:36 بعد از ظهر توسط فریبا وستایش | 2 نظر


همین جا از ستایش عزیزم خیلی خیلی ممنونم عزیزم از لطفتت...
امروز برای دبیرستان رفتم واکسن بزنم.چه غوغایی به پا کردم بماند چه قدرم سریع زد و چه قدرم اروم بود و ضایع شدم هم بیخیال.برای دبیرستان 2 جا مورد نظر من بودش.که اولی منطقه خودمون نبود و میخواستم اونو برم.بعد که اگه اون نشد برم مدرسه ای که توی منطقه ی خودمونه.اما طبق نتیایج به دست امده مدرسه ای که توی منطقه خودمو نبود بهتر بودش.روی همون حساب تشریف میبرم اونجا.و انگار مدیرش هم با مامانم یه ذره اشنا بوده.خلاصه خوب شد.تا اینجاییم که خبر دارم نسترن و نسرین و هانیه میان اونجا.دوشنبه هم میرم برای ثبت نام.فعلا بای بای

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387 10:50 بعد از ظهر توسط فریبا وستایش | يک نظر


سلام.

دیروز با خبر شدم که بابابزرگ فریبا فوت کردن.

فریبا جون تسلیت میگم. ایشالا غم اخرتون باشه. ایشالا هر چی خاکه ایشونه بقای عمر تو و خونواده ت باشه.-

+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387 1:26 بعد از ظهر توسط فریبا وستایش | نظر بدهيد


سلام. خوبید؟

دیروز نتایج و اعلام کردن. قبول نشده بودم. خیلی بد زدن تو حالم. فکر میکردم حتما دیگه تو این مدرسه هه قبول میشم. چون ریاضیشو خوب دادم. ولی علومشو گند زدم. هه هه هه ! نشد دیگه!

دوباره تابستونه و الافی. ولی فقط تا اواسط تیر. چون از اون به بعد باید برم مدرسه. دیگه فکر کنم از این به بعد تابستون و بی خیال.

فعلا...

No comments: